با قطره قطره اشكي كه راه نفسم را ميبندد...
با بغضي كه مدام خورده ميشود تا رسوا نشود...
ولي...
کاش این همه رسم و رسوم دست و پا گیر نبودند تا راحت بغلت میکردم ,تا می توانستم می بوسیدمت و بی هیچ ترسی میگفتم عاشقت هستم ...
چرا فريادم صدا نداره...
دلم تنگ شده...
خيلي تنگ شده...
براي اتفاقي كه هنوز نيوفتاده...
كاش بودي...
كاش ميدونستي چقدر دوست دارم...
كاش دنيا با منم مهربون بود...

اميدوارم خوب خوب خوب باشين...
خواستم بگم ...
يعني...
نميدونم چطوري بگم...
انگاري يادم رفته حرف زدنو...
خيلي آرزوها داشتمو بهش نرسيدم...
خيلي نعمتا بهم دادو نفهميدم...
بنده ي خوبي نبودم...
آبجي خوبي نبودم...
بچه ي خوبي نبودم...
ولي سال داره تموم ميشه و من دستم خاليه...
نميدونم كدومتون حرفام براش آشناس...
دلم براي بچگيم تنگ شده وقتي هيچي نميفهميدمو همه چيو ميفهميدم...
وقتي از ته دل ميخنديدم واقعيه واقعي نه از سر ...
سال كه داره تحويل ميشه آبجي كوچولوتونو فراموش نكنينا...
منم اگه تا اون موقع بودم با اينكه ازش دورم ولي روچشمم دعاتون ميكنم...
مراقب مهربونياتون باشيد...
سال خوبو خوشو پر از سلامتي و رفاهو آسايشو و و و...آرزو ميكنم
شاد باشيد از هنوز تا هميشه...
yadetune ye jaE,oon moghe ke taze oomade boodam too jametoon,yadetoone cheghadr havamo dashtin...
alanam havamo dashte bashin choon...
choon tanhaE yekam sakhte...
moraghebe khodetoon,mehrabooniatoon,eshghetoon bashid...
rasti yadetoon nare behesh begin doosesh darin...inja jaye ghoroor nist...bekhoda nist...
va...
shad bashid az hanooz ta hamishe...
![]()
زندگی سرخی سیبی است که افتاده به خاک
به نظر خوب رسیدیم ولی بد رفتیم...
من برگشتماااا
خوبين؟
واي كه چقدر حرف دارم براتون...
شبي كه فرداش بابا ميخواست بره بليط كيشو بگيره يكي از دوستاي بابا زنگ زدو واسه عروسي دخترش دعوتمون كرد اونم كجا شيراز!
شرايط يه طوري بود كه همه دلشون بود بريم اونجا(ميگن قسمت هر چي باشه اون ميشه...)
خلاصه ما و عمو محمد( يكي ديگه از دوستامون) با عمو اسد اينا راه افتاديم به سمت شيراز...
(باباي منو عمو اسدو عمو محمد از قديم باهم دوست صميمي بودنو هستن خانوماشونم باهم دوست بودن و ايضا هستن.)
جونم براتون بگه يه عروسيه رويايي تو يكي از بهترين باغاي شيراز.واي خيلي خوش گذشت خيلي...
تو راه برگشت ما و عمو محمد اينا جدا شديمو اومديم به سمت همدان البته حدود 5 روز تو راه خوش گذرونديم
هيچ كدوممون دلمون نميخواست مسافرت تموم بشه
بهترين مسافرتي بود كه تاحالا رفته بودم
جاتون خيلي خالي بود فقط دلم لك زده بود واسه پيانوم و البته دنياي من:-)
دوستون دارم
شاد باشيد از هنوز تا هميشه
******************************************************************************